امشب دلم به حال خودم قطعه قطعه شد
چون ماه خوب خدا رو به آخر است
دستم بگیر و گذر کن زِ هر گناه
آخر امید این دل مضطر، به حیدر است
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
از جنان درهای رحمت باز شد
حیدری و به خدا، عالم دیگر داری
چه شود بار گناهم، زِ کَرَم برداری
به دور خشت و گل گشتن خطا گشت
مگر آن خشت و گل بیت خدا گشت
زمانی معتبر گردید گشتن
که خانه، زادگاه مرتضی گشت
رجب اومد و دوباره دل من غرق صفا شد ضربان قلب تنها ذکر حق ذکر خدا شد
سرتاسر هستی به شب و روز چو گردی
مانند علی، شیر خدا مرد نیابی
اولاد علی راه نجاتند بر این نار
قلبت چو به شیطان بدهی خانه خرابی
با یاد شما بی سر و سامان بشوم
با پای دلم وارد ایوان بشوم
در حال عجیب حضورتان حس بشود
بر شاه نجف دوباره مهمان بشوم
کنج این خانه به مولا، مرا کاری هست
ای ملائک بروید، وقت چقدر تنگ شده
کاش وقت مردنم دستم به دامانت رسد
گر چنین باشد مرا دیگر چه حاجت، یا علی
پدرم گفت که هر وقت زمین گیر شدی
یا علی گو و به پا خیز از آن بر پایم
امشب دلم مست علی ست تا صبح صادق با ولی ست شوری در این دل منجلی ست جانم فدای مرتضی
« مادرم گفته همیشه بدهم دل به علی »
زین سبب بوده که من عاشق مولا شده ام
او مانده سمت کعبه رود یا که زاده اش
حتماً « دلیل لرزش قبله نما علیست »
هر علی گفتن من سجده ی واجب دارد
عِطرِ ایوان نجف، غم زِ دلم بردارد